هنر و آفرینش هنری

تفاوت انواع دستگیره درب
تفاوت انواع دستگیره درب
آگوست 7, 2019
بهریزان در نمایشگاه بین المللی صنعت ساختمان تهران
تصاویر نمایشگاه تهران 1398
آگوست 25, 2019
کاخ چهلستون اصفهان

هنر و آفرینش هنری در فرهنگ ایرانی

بهریزان زمینه ی تولید محصولات این شرکت اعم از انواع دستگیره ها را بستری مناسب برای احیا و رشد و تقویت هنر و فرهنگ ایرانی می داند

با توجه بر اینکه از دید مجموعه بهریزان زمینه ی تولید را بستری مناسب برای احیا و رشد و تقویت هنر و فرهنگ ایرانی می داند

در نظر داریم تا در مقوله ی این واژه ، هنر و همینطور ابعاد فرهنگی هنر که تاثیر بسزایی در شکل گیری و ساختار فرهنگ پارسی است
مقاله ای به نوشته دکتر منصور صمیمی (دکتری معماری) به اشتراک گذاشته شود.


جایگاه والای هنر در فرهنگ ایران را میتوان از ریشه ی این لغت در زبان فارسی تشخیص داد.
هنر (هو نر) واژه ای است که در ادب و زبان اوستائی و پهلوی به کار رفته است.
این کلمه از ترکیب "هو" به معنی خوب و نیک و نیکویی و "نر" هم به معنی توان و هم به معنی دلیر ، ساخته شده است.
خلاصه این کلمه به معنای کار عالی و شایسته و "توان خوب انجام دادن کار" است که تا امروز هم نیز دارای این مفهوم میباشد.

پس برای انسان یک فضیلت محسوب می شود.

روشن است که نزد ایرانیان زیبایی و کارکرد صحیح اشیاء جزء جدایی ناپذیر هنر بوده اند و در مجموع، حقیقتی را شکل می دهند.
که در زمره ی مقولات و مباحث استعلایی Transcendental قرار میگیرد.
در مبانی شناخت شناسی ایرانی ، زیبایی یک حقیق واحد است که همگام با وجود existence بسط و گسترش یافته
و موجودات را از زیبایی بهره مند و آنها را متصف به زیبایی بودن می کند.
زیبایی انتزاع کامل abstraction دارد و به نفس خود از هر گونه جسمانیتی مبرا است.
ولی ظهور زیبایی در عالم اجسام از اینرو است که شرایط ظهور زیبایی در عالم برای این یا آن جسم حاصل شده
و لذا زیبایی عارض صورت و هیات جسمانی آن موجود گشته است.
سنجش زیبایی و معیارهای کمی و کیفی آن ، کاملا به مرتبه ی درک و تجربه انسان از آن بستگی دارد.
به اختصار گفته می شود که شناخت یا ادراک نزد ایرانیان سه مرتبه ی اساسی دارد و بدون آن که جدایی قابل
تشخیصی بین آن ها باشد ، سه مرتبه ی عقلانی ، حسی ، خیالی و روحانی را داراست.
بنابراین برای معیارهای زیبایی ، بسته به مرتبه ی خلق یا ارزیابی اثر هنری ، تفکیک هایی قائل شده اند.
یا آن را در چهارچوب منطق و مقولات عقلانی تحلیل کرده اند.
یا آن را محصول شناخت عاطفی دانسته اند.
و در هر صورت احکام زیبایی شناسی ایرانیان آنجا که به عالم پدیدار و حواس مربوط می شود ، مرحله است که
اشیاء (اثر هنری) در قالب زمان و مکان در می آیند.
در شناخت ایرانیان (شهودی و اشراقی) نمی توان میان انسان - عالم و بین آگاهی (شعور) وجود تفکیک ریشه ای قایل شد.
بلکه انسان و عالم ، آگاهی و وجود وحدت نمایی دارند.
این نکته ی اساسی در فهم اندیشه اصیل ایرانی ، بخصوص در مورد ادراک زیبایی ، خلق اثر هنری و قضاوت آن است.

ماندگاری هنر ایرانی

حفظ و تداوم هنر ایرانی از خلال نزدیک به سه هزار سال

حفظ و تداوم هنر ایرانی و جنبه های نظری و زیباشناسی آن در دوره های مختلف تاریخی
و از خلال نزدیک به سه هزار سال ، در نکته ی اساسی که در بالا گفته شد نهفته است.
وحدت غایی انسان و عالم-آگاهی و وجود.
با آن که ایران در معرض سه تهاجم بزرگ تاریخی (هلنی ، عرب و مغول) قرار گرفته است
که گسست های قابل توجهی در روند تکامل تاریخی ، اجتماعی فعالیت های خلاق هنری فردی و جمعی
ایرانیان به وجود آورده اند ، اما هنر و فرهنگ ایرانی از طریق تلاش حیرت انگیز در حفظ همان اصول
و حتی گاه با تغییر در شکل ظاهری آنها و البته نه در ذات و مفهوم فعل خلاق هنری ،همچنان
به حضور و نقش آفرینی خود ادامه داده و می دهد.
ره یافت اصلی این حضور تاریخی، نگاه ویژه ای است که به مساله ی آفرینش

و هنر به منزله بازنمای آفرینش دارد.

نخست جهان ودایی و دوران هندو ایرانی و سپس دین و تعالیم زرتشت که با تغییراتی تا پس از گسترش
اسلام دوام داشته و اصول بنیادین شناخت و اندیشه های عرفانی دوران اولیه اسلام در ایران را شکل می دهد
و نهایتا به تاسیس حکمت اشراقی (illumination) سهروردی و حکمت متعالیه (transcendental) ملاصدرا می انجامد.
در تمام دوره های بزرگ تاریخی که حکومت های مقتدر استقرار داشته اند ، تلاش ایرانیان برای تبیین و توضیح
وحدت ذاتی عالم و الهام گرفتن از آن در فعالیت های نظری ، عملی و هنری خود آشکارا دیده می شود.
در این پروسه ی تکاملی روح ایرانی که تغییرات و تطورات عظیم تاریخی ، اجتماعی را پشت سر گذاشته
قالب ها و گونه های مختلف هنری را بوجود آورده است و حضور و ظهور خود را در آنها متعین کرده.
آثار هنری متنوع و بی نظیر و متناسبا پیچیده و ماندگار به وجود آورده است.

parallax background

شکل های بزرگ هنری

از میان اشکال متنوع هنری ، چهار شکل به عنوان هنر بزرگ به ایرانیان وحدت و هویت تاریخی بخشیده
و فرهنگ ایرانی که در بطن آن ها نهاده شده ، محفوظ مانده و همچون میراثی ارزشمند ، صورت جهانی یافته است.

آن چهار شکل فراگیر هنری عبارتند از:

معماری
نقاشی
شعر
موسیقی

این مطلب هرگز بدان معنی نیست که ایرانیان به انواع هنرهای دیگر نپرداخته اند ، تردیدی نیست که در هنرهای دیگر
مانند مجسمه سازی و حجاری، خطاطی، صنایع دستی و تزئینی آثار قابل توجهی به وجود آمده که جزء تاریخ هنر و
فرهنگ ایرانی بوده و هست، اما دو نکته ی مهم درباره این هنرها باید مورد ملاحظه قرار داده شود.
اول آنکه غالب آنها از جمله ملحقات هنرهای بزرگ چهارگانه بوده اند.


مثل پیکرتراشی ، منبت کاری و هنرهای تزئینی که در حقیقت جزیی از معماری به معنای کلی آن بوده اند یا
خطاطی که می توان آ را ذیل معماری (کتیبه نگاری) و یا شعر و نقاشی دانست.
نکته ی مهم دیگر آن است که این گونه هنرها از یک جهت اهمیت فراوان دارند، آنها مایه تداوم ذوق و خلق آثار
هنری ایرانیان در دوره ی گسست های تاریخی در اثر تهاجم بیگانگان بوده اند.
از این رو باید همیشه به آن ها توجه ویژه داشت. از آنجا که آثار هنری بسته به نوع و چگونگی استفاده از
مواد و مصالح و بطور کلی واسطه media خلق انها به صورت های گوناگون در می آیند.


در ادامه ی برخی خایص مهم هنرهای تجسمی ایرانی به خصوص معماری که در غایت خود با واقعیت
زندگی پیوند دارد ذکر می شوند.
روشن است که این خصایص ، همه ی معیارهای زیبایی شناسی و ارزیابی معماری نبوده و فقط آنهایی
انتخاب شده اند که می توانند به سایر هنرها و به ویژه صنایع دستی و کاربردی، تعمیم داده شوند.
نقش زمان (بی زمانی اثر هنری) اعم از تاثیر آن در خلق و ادراک اثر هنری ، گذشت زمان و قدمت
یافتن اثر هنری ، چگونگی استفاده مجدد از آنها از جمله خصایصی یاد می شوند که در خلق و مواجهه
با آثار هنری در زندگی (فرهنگی و تمدنی) ایرانیان نقش داشته اند.

هنرهای تجسمی

برخی خصایص معماری (هنرهای تجسمی) ایرانی

همانگونه که ذکر شد ، خصایصی که در اینجا بیان می شوند از میان تمامی آنچه که در مورد هنر
و ادراک زیبایی شناسی ایرانی می توان برشمرد ، برگزیده شده اند که وجه مشترک و عام آنها به خصوص
در معماری و صنایع دستی و کاربردی هستند.
تردیدی نیست این موضوع نیازمند شرح و بسط فراوان است و این نوشته ی بسیار فشرده خود نیز حاصل یافته های
نگارنده در زمان تهیه ی رساله دکتری خود بوده و خوانندگان علاقمند می توانند برای مطالعه ی بیشتر به آن و یا
سایر آثار مکتوب ارزشمند دیگرانی که اخیرا پدید آورده اند ، مراجعه نمایند

سعی شده است که به دنبال بیان هر خصیصه ، تعریفی یک سو برخی بزرگان فلسفه و زیبایی شناسی با ارائه ی
تعریف از موضوع یا مقوله ای چنین پیچیده چندان موافقتی ندارند.
زیرا با ارائه ی تعریف از یک امر مفهومی و ذاتی آن امر ، بلافاصله از وجه مطلق و انتزاعی خود خارج شده
و به موضوعی ابژکتیو تبدیل می شود که باید برای درک آن در ساحت زبان و زبان شناسی وارد شد.
اما از سوی دیگر من خود می پندارم تعاریف ارائه شده به گونه ای است که شاید بتواند راهی به سوی درک پیچیدگی های طراحی بگشاید.

نماد گرایی

symbolism

کیفیت امتزاح عناصر هنری به نحوی که هر جزء آن به تنهایی و یا کل
آن به عنوان واحد ، بتواند مفهوم یا تصویر ذهنی معینی را یا مستقلا و یا
بواسطه ی آشنایی قبلی یا موضوع ایجاد کند.


تلطیف

fineness

عبارت است از ایجاد کیفیتی زیبا و سازگار با آرامش ذاتی و درونی انسان
و نیازمندی های او از طریق ظرافت ، رعنایی و نرمی عناصر و چگونگی ترکیب آنها.


مکانیت

emplacement

عبارت است از چگونگی استقرار یک بنا در محل یا یک شی در فضای ساخته شده و کاربرد
آنها. این خصوصیت از طریق رعایت و احترام به ایجابات محیطی ، تغییر یا مداخله ی متعادل در
آنها حاصل می شود.


صناعت

Craftsmanship

آگاهی و احترام به فنون و صنایع و مهارت در به وجود آوردن اثر هنری که در انطباق کامل
با شرایط اقلیمی و نیازهای تاریخی ، اجتماعی است.

1 Comment

  1. محمدجواد متبحری گفت:

    هنر در جهان آمیخته ای از فرهنگ ، تمدن و به نوعی تاریخ هر ملتی را در خود تعریف می کند.
    اما به نظر بنده هنر وقتی از لحاظ جغرافیایی بازنگری می شود نام ایران جزء شاخص ترین مناطقی می باشد که در هر زمینه توانسته حرفی برای گفتن داشته باشد.
    به عنوان مثال در موسیقی اصیل ایرانی ، بزرگانی مانند تاج اصفهانی ، جلیل شهناز و از این دست بزرگان چیره دست در موسیقی که در حرفه ی خود یگانه بوده اند.
    و همینطور در سایر موارد که آثار تاریخی ایران بازگو کننده ی توجه پیشینیان به هنر و آفرینش هنری بوده است.
    نکته ی جالب برای من توجه شما و مجموعه ی بهریزان به این موضوع هست و مو شکافی هنر در فرهنگ ایرانی.
    و همانطور که متوجه شدم به راحتی می توان توجه شما و مدیران شرکت بهریزان را در بخش محصولات به هنر متوجه شد.
    هر دستگیره مشخصا یک نگرش ، فکر ، طراحی و اندیشه ای را در خود در بر گرفته که ماندگاری خود را به عنوان یک وسیله تنها نشان ندهد و اصالت معماری ایرانی را در خود حفظ کرده.
    و به زبان عامیانه طرح دستگیره ها قدیمی نمی شود. همانطور که معماری اصیل ایرانی قدیمی نشده و هنوز دست مایه ی بسیاری از معماران در معماری معاصرشان شده است.

    با تشکر از مطلب خوب و با ارزشتون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *